بیژن در بارۀ نقش پیشاهنگ انقلابی در آن سال های رکود و خمود جنبش توده ای چنین می نویسد:
پیشاهنگ قادر نیست بدون اینکه خود مشعل سوزان و مظهر فداکاری و پایداری باشد، توده ها را در راه انقلاب بسیج کند آنچه بر آهن سرد توده ها در دوره خمودی موثر میافتد ، آتش سوزان پیشاهنگ است . از خود گذشتگی و جانبازی حاصل رنج و مشقت توده است. انعکاس خشم فروخورده توده است که به صورت آتش از درون یشاهنگ زبانه میکشد . شور انقلابی پیشاهنگ متکی به مصالح مادی توده است به این سبب است که سرآنجام انرژی ذخیره شدۀ توده را به انفجار می کشاند.
این روزها به مناسبت فرارسیدن سالگرد حماسه سیاهکل ، نقطه عطفی در جنبش کمونیستی ایران، بار دیگر مباحثی در باره تاریخچه سازمان چریکهای فدائی خلق ایران، در فضای مجازی درگرفته و برخی از پیروان نظریات رفیق مسعود احمدزاده، که البته خود بوئی از جسارت و خلاقیت این نظریه پرداز جوان و جسور، نبرده و در خشک مغزی و برخوردهای فرقه ای بی همتا هستند،، مطابق معمول به لوث کردن نقش رفیق بیژن جزنی در تاریخ پرداخته اند. برخی حتی منشا راست روی و حمایت از روحانیت حاکم را به او نسبت میدهند ! آنهم به تنها نظریه پردازی که در آن فضای “اتحاد خلق علیه ضد خلق”، در ابتدای دهه پنجاه در جزوه درخشان ” مارکسیسم اسلامی” با صدای بلند اعلام کرده بود که “ما نه تنها از روحانیت و خمینی حمایت نمیکنیم بلکه در هیچ همکاری ولو تاکتیکی با آنان شرکت نخواهیم کرد و اینان دیر یا زود ذر برابر جنبش انقلابی خواهند ایستاد”! نسبت دادن راه وروش توده ای – اکثریتی به نظرات بیژن جزنی، (کاری که سالهاست این جرجیس جنش فدائی یعنی فرخ نگهدار پیگیرانه به آن دست میزد) ، یعنی چسباندن این راه خائنانه” اتحاد با خط ضدامپریالیستی امام خمینی” به بیژن جزنی که نقش روحانیت را در هر سه دوره انقلاب مشروطیت، ملی شدن جنبش نفت و پانزده خرداد ارتجاعی ارزیابی میکند تنها از شارلاتانهای سیاسی ای چون نگهدار و کیانوری بر می آید و شایسته کسانی نیست که خود را متعلق به جنبش انقلابی فدائیان میدانند.
چهل و پنج سال از اعدام گروه جزنی – ظریفی و دو رهبر مجاهد گذشت، داغی بر پیشانی رژیم سلطنتی، ای جلاد ننگت باد!
چهل و پنج سال پیش، در بامداد 30 فروردین 1354 جلادان ساواک هفت نفر از اعضای برجسته گروه جزنی – ظریفی، و دو کادر سازمان مجاهدین خلق را در تپه های اوین با رگبار مسلسل از پای درآوردند. روزنامه های رژیمی و قلم به مزد کیهان و اطلاعات ، به دستور ساواک تیتر زدند : ” 9 زندانی هنگام فرار کشته شدند”. در این حرکت جنایتکارانه، فدائیان؛ بیژن جزنی، حسن ضیا ظریفی، سعید کلانتری، عباس سورکی، عزیز سرمدی، جلیل افشار، محمد چوپان زاده، و مجاهدین؛ مصطفی جوان خوشدل و کاظم ذولا نوار به خاک افتادند.
این اولین اسیر کشی در دوران دیکتاتوری شاه بود. نباید فراموش کرد که همه این جان باخته گان قبلا محاکمه شده و در حال سپری کردن حکم زندان خود بودند. یک لکه ننگ بزرگ در میان جنایات متعدد رژیم سلطنتی. اولین اسیر کشی از نوع فاجعه تابستان 67. در حقیقت همانطور که دیکتاتوری سلطنتی در بسیاری موارد راهگشای دیکتاتوری مذهبی امروزی بود، در اسیر کشی سال 54 هم راهنمای اسیر کشی تابستان 67 بود.
فرارسیدن پنجاهمین سالگرد حماسه سیاهکل ، در عین احترام همگانی به نسل جسوری که با این اقدام آغازگر جنبش نوین کمونیستی ایران شد و نقطه عطفی را در تاریخ آن رقم زد، موجب طرح بحثها و ارزیابی های متفاوتی از آن هم شده است. بهروز فراهانی در گفتار خود درین مراسم تلاش کرده تا با توضیح اینکه سیاهکل یک تابلو نیست که بدلخواه بر سر هر سازمانی آویزان کنند و یا ارثیه ای نیست که هرکسی که به شکلی در جنبش فدائی نقشی ایفا کرده باشد بتواند میراث سیاهکل و جنبش فدائيان را در کارنامه خود بگذارد، به بررسی مواضع جریانات گوناگون تا مقطع انقلاب پرداخته تا ارزشهای نهفته در سیاهکل و معنای ادامه آن را تعریف کرده و نظر خود را در باره ادامه دهندگان آن در مصاف با جمهوری اسلامی ارائه دهد. او در خاتمه نیز وظائف عمومی میراث داران واقعی را بطور اجمالی از نظر خود مطرح کرد .

با اندوه بسیار خبر درگذشت مسعود کلانتری، برادر سعید ، منوچهر و دائی بیژن جزنی ، را دریافت کردیم. او در پانزدهم نوامبر 2020، به دنبال ابتلا به بیماری کرونا و بیست روز بستری شدن در آمریکا درگذشت. شکست ترامپ و پیروزی دوستان اوُ مورالس در بولیوی، آخرین خبرهائی بودند که به او در بیمارستان رسیده و مایه خرسندی او شده بودند. چرا که مسعود تا آخرین نفس خود را شریک سرنوشت جنبشهای دمکراتیک ، رهائی بخش و کارگری میدانست.
مطلبی که درینجا می بینید ، توسط ع. شریفی در سایت اخبار روز به مناسبت ۸ تیر ، سالروز جان باختن حمید اشرف منتشر شده است.
بی آنکه وارد بحث در باره درک نویسنده از مراحل تکامل تاریخ و توالی آنها بشویم ، باید بگوئیم او با قبول این خط سرخ و جمعبندی مانیفست کمونیست که تاریخ جوامع بشری تاریخ مبارزات طبقاتی هست ، خود را در رده کسانی که به روش مارکسیستی به جنبشهای سیاسی نگاه میکنند جای داده است . و بمثابه یک مارکسیست به جایگاه رفیق کبیر ما حمید اشرف بزرگ در تاریخ مبارزات مردم ایران بطور کلی و سازمان چریکهای فدایی خلق ایران ، نگاه انداخته است . این نوشته قطعا به روشن کردن واقعیت و جایگاه مبارزانی چون حمید اشرف ، برای نسل جدیدی که در ایران پا به میدان مبارزه گذاشته اند و تاریخ آن دوره را به آنان از لابلای منشور “توابان اکثریتی” و تاریخ نگاران ساوامایی نشان داده اند، کمک وافری خواهد کرد.
این تارنما برای معرفی و حفظ مدارک تاریخی بیژن جزنی ایجاد شده است. شایعات زیادی در باره بیژن وجود دارد، بخصوص منابع و اطلاعات منتشره در رژیم سابق و حکومت اسلامی ایران. این تارنما کوشش میکند که تا جای ممکن آنچه واقعیت دارد را در اختیار عموم بگذارد.
هدف این تارنما شناخت یک شخصیت تاریخی است و بس. این تارنما بلندگوی هیچ گروه و سازمان سیاسی نیست و وابستگی به هیچ گروه و سازمان سیاسی ندارد. این تارنما وابسته مالی به هیچ سازمان و شخصی نیست و هیچ سازمان و شخصی سود مالی از این تارنما نمیبرد. تمام گردانندگان این تارنما داوطلبانه کار میکنند.
هر مطلبی که مربوط به بیژن باشد، از قبیل خاطره شخصی، عکس، فیلم، مقاله سیاسی مربوط به عقاید و فعالیتها و جو تاریخی آن دوره در صورت صحت و ارجاع کافی برای انتشار در نظر گرفته میشود. پیامها و نظرات و انتقادات و پرسشهای شما به گردش اطلاعات در باره بیژن و این تارنما کمک میکند. از همکاری شما تشکر میکنیم.
سردبیران این تارنما حق قبول یا رد مطالب ارسالی را برای خود محفوظ میدارند.
سردبیران تارنامه بیژن جزنی دوستاران بیژن هستند.
با ما با ایمیل bijhanjazani@gmail.com تماس بگیرید.






